Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

امرداد

صدای قدم هایش می آید.

در را بگشا.

امردادست که در میزند.

میشناسمش!

دوست من، خسرو

سهراب را میشناختم و شعرهایش را هر روز در غربتی دور زمزمه میکردم تا که از تنهاییم کاسته شود!

تو آمدی و با صدای فوق العاده ات شعرهایش را برام در غربت باز خواندی

و من هر بار که صدایت را میشنیدم با تو هم صدا میشدم و لحظه هایی را در خیال خود پادشاهی میکردم!

چه زود گذشت آن زمان که من در حسرت یک دوست، “دوست” را با تو هم صدا میشدم!

بلند میخواندیم:

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب میفهمید.

گذشت … دوستان آمدند و رفتند و من ندانستم که تو تنها دوست غربت تنهایی من بودی.

چه زود رفتی. در لحظه شنیدن رفتنت چیزی نداشتم که بگویم جز آنکه با خود زمزمه کنم:

ولی نشد

که روبروی وضوح کبوتران بنشیند

و رفت تا لب هیچ

و پشت حوصله نورها دراز کشید

و هیچ فکر نکرد

که ما میان پریشانی تلفظ درها

برای خوردن یک سیب

چقدر تنها ماندیم.

دوست من خداحافظ!!!

مریلند - July 08

Fly

I believe I can FLY

I believe I can touch the SKY

I think about it every night and day

Spread my wings and fly AWAY

I believe I can soar

I see me running through that open door

I believe I can FLY

I believe I can FLY

I BELIEVE I CAN FLY

R.Kelly - I believe I can fly~

Skydiving - July 12th, 2008*

آش

میگن:

هر چقدر پول بدی، جاش آش میخوری

ما پول هم دادیم، خوبم دادیم، اما تا به ما رسید ملاقه به ته دیگ خورد یا یه جورایی یعنی همون آش تموم شد!

مردی در باران

در سال های دبستانی

آموختم

مردی آمد.

مردی زیر باران آمد.

مردی با چتر زیر باران آمد.

و امروز

در زیر باران

چشم به راه

مردی با چتر هستم

که پریشانی این دل باران زده را

به جان بخرد!!

مریلند - July 08

حرف دل

من حرف هامو زدم، اما حرف دلم چه شد؟!

وای بر من و دل من!

“زن: یه کلام بگو دوستت دارم.

مرد: ما مردها نمیتونیم بگیم دوستت دارم در عوض تو عمل نشون میدیم!”

توضیح: بخش پایانی فیلم توفیق اجباری

-واااا حالا چه ایجباریه. بعضی وقت ها در عوض که میشه همون عملش، دیر میشه …

If you mean it just SAY IT, and if you don’t DROP IT

آخر غربت دنیاست مگه نه؟

اول دو راهی آشنا شدن!

چکاد و کویر

… تو شدی

یک طلوع زیبا

در چکاد چشم من!

… تو میشوی

یک غروب دلگیر

در کویر قلب من!

مریلند - June 08

Apologize

It’s Too Late To APOLOGIZE

Older Posts »