صدای قدم هایش می آید.
در را بگشا.
امردادست که در میزند.
میشناسمش!
ارسال شده در همینجوری | برچسبها: امرداد
مردادی هستی شیما جون!؟
—— بله سحر جونی امرداد، ماه منه!
By: سحرم on جولای 22, 2008 at 7:10 ق.ظ
پاسخ
و اگر نیامد چه ؟؟؟!!!
——- اگر نیاید، من نیز نمی مانم!
By: لیلا on جولای 22, 2008 at 1:16 ب.ظ
میشه واسه چند تا پست قبلت نظر بدم؟ آخه تازه خوندمش. آن مرد در باران آمد و میگم. خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی قشنگ بود. جدا لذت بردم.سرشار از لطافت و احساس. تبریک.تبریک.تبریک.
By: هاله on جولای 23, 2008 at 8:27 ب.ظ
نام پست الکترونیک وبنامه
Your response:
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق ایمیل باخبر کن.
مردادی هستی شیما جون!؟
——
بله سحر جونی امرداد، ماه منه!
By: سحرم on جولای 22, 2008
at 7:10 ق.ظ
و اگر نیامد چه ؟؟؟!!!
——-
اگر نیاید، من نیز نمی مانم!
By: لیلا on جولای 22, 2008
at 1:16 ب.ظ
میشه واسه چند تا پست قبلت نظر بدم؟
آخه تازه خوندمش.
آن مرد در باران آمد و میگم.
خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی قشنگ بود.
جدا لذت بردم.سرشار از لطافت و احساس.
تبریک.تبریک.تبریک.
By: هاله on جولای 23, 2008
at 8:27 ب.ظ